کاش به خوابم بیآبی! دل گرفته ام و اندوه گلویم راهر صبح و ظهر و شب فشار میدهد، کاش به خوابم میآمدی. میآمدی و از آن دورها میگفتی. از اینکه توی آن دنیا زندگی چطور است؟ خدا بیشتر و بهتر هوای بنده هایش را دارد؟ زود به زود آرزوهایشان را پاسخ مثبت میدهد؟ خون به جگرشان نمیکند؟ دستشان را همیشه و همه جا محکم چسبانده؟ بیا برایم از آن دنیا بگو. بیا از قشنگی هایش بگو. از اینکه آن دنیا جنگ نیست یگو. از اینکه کسی دیگری را توی کوچه خلوت خفت نمیکند. تجاوز نمیکند.کتک نمیزند. از اینکه توی ان دنیا کسی مجبور نیست سرزمینش را ترک کند.بیا برایم حرف بزن. بیا تا به تمام کردن این زندگی ایمان قاطع بیاورم. بیا بگو عزیز من!
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 12:0 PM توسط کاف
|