امروز.اروپای جنوبی.
میدانم یکروز دلم برای صحنه ی جلو چشمهایم تنگ میشود: هانیه ایستاده جلوی آیینه ی کمد خط چشم میکشد با لباسی نیمه برهنه. من نشسته ام روی تخت دونفره ام نگاهش میکنم و خواننده " نیمی از ما" را میخواند روی آن صدای ویولن. و آن صدای لعنتی ویولن!
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر ۱۴۰۲ ساعت 6:9 PM توسط کاف
|